ماسیس به قلم سعیده نعیمی
پارت چهل و چهارم :
به طرف زیرزمین رفتم تا به کاری که خشاتریا از من خواسته بود برسم. در چوبی و بزرگ زیرزمین را باز کردم و پایین رفتم. با بسته شدن در، زیرزمین در تاریکی عمیقی فرورفت و کوچکترین نوری نمیتوانست به داخل نفوذ کند. پاهایم به پلکان آن آشنا بودند. چند قدم که پایین رفتم، دستم را به سمت چپ دراز کرده و از حفرهی کوچک روی دیوار، کیسهای چرمی برداشتم. بند کیسه را کشیدم و نور به بیرون خزید. گوهر شب چراغ را
مطالعهی این پارت کمتر از ۹ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۳۸۶ روز پیش تقدیم شما شده است.
پرنیا
0هرماس دوست داشتنی ،من عاشق رفتارهای هرماسم😍😍
۷ ماه پیشKosar
0عالی بود عزیزم خدایی رمانت حرف نداره کاش عکس شخصیت هارو همم میزاشتین
۱ سال پیش
سعیده نعیمی | نویسنده رمان
ممنون عزیزم از لطفت 🙏🙏❤️بعدا شاید عکس شخصیتهارو هم اضافه کردم.
۱ سال پیشساجد
0خانم نعیمیِ عزیز ممنون بابت این پارت زیبا🌹
۱ سال پیش
لطفا صبر کنید...

فریده
1پس گپار منبع کتابهای جادو بوده اونوقت درمنه و بقیه ازش بی اطلاع بودن.. چه حیف